السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
192
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
هر كس دانش را خواهد ، بايد از درِ آن وارد شود » . و در « ذكر نامهاى اميرالمؤمنين عليه السلام » گويد : و از آنهاست : « باب مدينة العلم » . از على نقل شده است كه گفت : « رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : من شهر دانشم و على درِ آن است ، پس هر كس دانش را خواهد ، بايد از درِ آن وارد شود . طبرى از نقل ابوعمر آن را روايت كرده است و امام فقيه مذكور آن را آورده و همانگونه كه در حديث است گويد : و بدان كه دَر ، حايل و مانع واردشدن به خانه را برمىدارد . پس هر كس بخواهد از غير درها وارد خانهها شود ، ورود بر او مشكل و سخت مىگردد ، همچنين است كسى كه جوياى دانش باشد و آن را از على و بيان او برنگيرد كه به مقصود نمىرسد . او داراى دانش و خرد و بيان بود . چه بسا كسى عالم است ولى بر بيان و فصاحت توانا نيست و على در ميان اصحاب به اين امر مشهور بود . پس دانش و روايت و استنباط آن از على خواسته مىشود . در دانش به اجماع اصحاب ( رسولخدا ) به او مراجعه مىشد ، و حكم و فتوايش مورد اطمينان بود و اصحاب همگى در هر مشكلى به او مراجعه مىكردند و از او پيشى نمىگرفتند و بر اين پايه عمر گفت : اگر على نبود عمر حتماً به هلاكت مىرسيد . » و گفته است : « از نامهايش « فاروق » است كه حديث آن پيشتر آمد . و من با خط بعضى از بزرگان علما و اعيان يافتم آنچه را اميرالمؤمنين و امام متّقين علىّبنابىطالب بر بالاى منبر گفته است كه تصوير آن با قلم و دوات چنين است : « أنا النون و القلم ، و أنا النور و مصباح الظُلَم ، أنا الطريق الأقوم ، أنا الفاروق الأعظم ، أنا عيبة العلم ، أنا أوبة الحلم ، أنا النبأ العظيم ، أنا الصراط المستقيم ، أنا وارث العلوم ، أنا هيولى النجوم ، أنا عمود الاسلام ، أنا مكسّر الأصنام ، أنا ليث الزحام ، أنا أنيس الهوام ، أنا الفخّار الأفخر ، أنا الصدّيق الأكبر ، أنا امام المحشر ، أنا ساقى الكوثر ، أنا صاحب الرايات ، أنا سريرة الخفيّات ، أنا جامع الآيات ، أنا مولّف الشّتات ، أنا مفرّج الكربات ، أنا دافع